آهسته بگذر و بگذار رفتنت را اندک اندک صبوری کنم.
آهسته بگذر و بگذار ندانم که هیچ گاه نبودی آن کسی که می پنداشتم هستی.رهگذر خوش گذران من گمان میکردم آمده ای صاحبخانه دل شوی ندانستم مهمانی چند روزه ای.
رهگذر ب حرمت تمام لحظه های شیرینی که برایم ساختی آهسته از من بگذر و بگذار دروغ های شیرینت کامم را شیرین نگهدارد.
آنقدر درمانده ام ک دروغ شیرینت را بارها و بارها به واقعیت تلخ ترجیح می دهم.
کاش آمده بو
برچسب: آهسته,بگذر,
نویسنده: پرنیا صادقی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 1:21